علاعم هشدار دهنده عود بیماری اعتیاد و نزدیک شدن به لغزش




تذکر:علائم هشدار دهنده زیر به ترتیب شماره جدی تر می شوند و در آخر به بازگشت کامل به اعتیاد معمولا پیش رونده نیز می باشند.

١)ترس و عدم اطمینان از اینکه آیا قادر خواهید بود که پاکی خود را همچنان حفظ کنید.
٢)انکار جدی بودن اعتیادتان .
٣)قانع کردن خود و باور اینکه دیگر هرگز مصرف نخواهید کرد.
٤)سعی افراطی در تحمیل پاکی به دیگران و یا اظهار نظر و دخالت در مورد کیفیت بازیابی دیگران.
٥)حالت دفاعی به خود گرفتن وقتی راجع به خودتان حرف می زنید.
٦)رفتار افراطی- عدم انعطاف-رفتارتکراری و تکرار در روش های مقابله با زندگی.
٧)عکس العمل های لحظه ای – عکس العمل شدید در مقابل استرس(فشار روحی)
٨)انزواطلبی-دوری گزینی از دیگران
٩)دید تونلی-توجه افراطی به مسائل کم اهمیت –مشغولیت فکری-تمرکز روی فقط قسمت کوچکی از زندگی (مشابه با نگاه کردن از سوراخ یک لوله باریک و دیدن تنها یک محدوده کوچک)
١٠)افسردگی خفیف
١١)از دست دادن قابلیت برنامه ریزی سازنده زندگی.
١٢)منجر به شکست شدن اهداف به دلیل غفلت.
١٣)خیال پردازی و تفکر آرمانی(اگه می شد که)
١٤)احساس درماندگی و اینکه اوضاع لاینحل شده
١٥)انتظار اینکه اوضاع به طور معجزه آسایی تغییر خواهد کرد و همه چیز درست خواهد شد.
١٦)سردرگمی و اغتشاش فکری بیش از اندازه.
١٧)عصبانیت و تحریک پذیری در هنگام صحبت با دوستانی که به نوعی مشکلتان را به شما یادآوری می کنند.
١٨)به سادگی عصبانی شدن و بروز عکس العمل شدید.
١٩)بهم خوردن عادات تغذیه –زمان-دفعات-مقدار
٢٠)بلاتکلیفی و بی هدف بودن – ناتوانی در آغاز نمودن فعالیت ها یا پروژه های جدید و احساس اسارت.
٢١)بهم خوردن خواب. کم خوابی – پر خوابی
٢٢)عدم رسیدگی به برنامه های روزانه. درهم ریختن عادات مثبت روزانه.
٢3)افسردگی عمیق
٢٤)حضور نامرتب در جلسات درمانی و توسل جستن به بهانه های مختلف
٢٥)بی خیالی به مفهوم واقعی کلمه – )ظاهرا بی تفاوت باطنا درمانده(.
٢٦)عملا امتناع ورزیدن از دریافت کمک از دیگران.
٢٧)ناراضی شدن از زندگی – (اوضاع آنقدر خراب شده که بر فرض هم اگر چیزی بزنم یا به وابستگی قبلی ام برگردم فرقی نخواهد کرد.)
٢٨)احساس عاجز شدن و ناامیدی نسبت به دریافت کمک .
٢٩)تاسف به حال خود من بدبخت و بیچاره
٣٠)فکر مصرف کردن به نوع کنترل شده. حالا اگر یک بار بزنم...
٣١)دروغگویی آگاهانه – انکار واقعیات و توجیه کردن به طور پی در پی
٣٢)از دست دادن کامل اعتماد به نفس
٣٣)رنجش غیر منطقی – تقصیر را به گردن همه انداختن.
٣٤)قطع کامل درمان – هیچکس نمی تواند به من کمک کند و از این قبیل...
٣٥)احساس شدید تنهایی – سرخوردگی – عصبانیت و فشار عصبی.
٣٦)شروع به مصرف کنترل شده یک ماده شیمیایی.
٣٧)از دست دادن کنترل مصرف ماده شیمیایی.
٣٨)مصرف افراطی و برگشت کامل اعتیاد.

چرا معتادان دروغ میگویند



يك معتاد برای محافظت کردن از اعتیاد خود اقدام به دروغ گفتن می کند. آنها برای انکار کردن اعتیادشان، و متقاعد کردن شما به این موضوع که هيچ مشکلی ندارند و هر زمان كه بخواهند می توانند مصرف مواد مخدر را کنترل یا متوقف كنند، به دروغ گفتن متوسل شده و انواع داستان ها و بهانه ها را ردیف می کنند. بعلاوه، بیماری اعتیاد نحوه فکر کردن فرد معتاد را نیز دستخوش تغییر کرده و او پس از مدتی قادر به تشخیص تفاوت بین واقعیت و خیال نبوده و تمام رفتار و گفتار وی تحت تاثیر اوهام و خیالاتش می باشد. از این رو است که گاهی دروغگویی آنها به خانواده یا دوستان خود، نه از روی عمد و به منظور رنجش دیگران، بلکه به این دلیل است که نمی توانند بین واقعیت و خیال تفاوت قائل شوند. در واقع آنها می خواهند نحوه نگرش و قضاوت دیگران نسبت به خود را کنترل کنند. یک معتاد کاملاً به دروغی که می گوید باور دارد زیرا این بیماری اعتیاد است که در فکر و ذهن او ریشه دوانده و همه این دروغ ها را به صورت حقیقت برای او جلوه می دهد. به عنوان مثال هر وقت که از یک فرا معتاد سئوال می شود که چرا مواد مخدر مصرف می کند، او هر بار دروغ و دست آویزی به شما تحویل می دهد که خود کاملاً آن را باور دارد. مثلا ممکن است بگوید ” برای رفع درد و به تجویز دکتر مواد مصرف می کنم “.
از طرف دیگر هیچ کس دوست ندارد كه يك معتاد به نظر برسد. ننگ و شرم معتاد بودن و تصویر خشن و تاريكی كه در ذهن ايجاد می كند، موجب می گردد تا معتاد دست به هر کاری بزند تا با انكار واقعیت واقعی خود ، جايگاه نا اميد كننده اش را حفظ كند. تصور کنید به شما بگويند به بیماری مبتلا هستید كه هیچ قدرتی برای توقف و یا کنترل آن نداريد و اگر درمان نشويد خانواده، خانه، شغل، احترام و جايگاه اجتماعی خود را از دست خواهيد داد! در آن صورت شما نیز خود را يك معتاد آواره در حال گدایی در خیابان، يك معتاد كارتن خواب با سرنگی در بازو، يا يك معتاد ژولیده و کثیف تصور خواهيد كرد. البته هیچ کس دوست ندارد بپذیرد که به چنین وضعیتی دچار شده است و سرانجام ممکن است به سمت این وضعیت ترسناک کشیده شود. ولی باید این حقیقت را پذیرفت که این بیماری بدون هیچگونه ملاحظه ای نسبت به سن، وضعیت اجتماعی و تحصیلی، جنسیت و نوع گرایشات مذهبی و اعتقادی ، همه را در معرض خطر قرار داده و به سمت نابودی می کشاند