عضو انجمن معتادان گمنام مشهد

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1392ساعت 23:36  توسط رضا  | 


«بیماری اعتیاد ما را منزوی کرد... به خاطر کینهتوزی، رنجش، خودمحوری و خودجویی

خود را از دنیای خارج جدا کردیم.»

 

 

اعتیاد یک بیماری منزویکننده است، رابطه ما را با جامعه، خانواده و خود قطع میکند. ما پنهان شدیم. دروغ گفتیم. زندگی دیگران را که مطمئناً دور از دسترس ما بود، به تمسخر گرفتیم. بدتر ازهمه، به خود گفتیم هیچ مشکلی نداریم، گرچه میدانستیم به شدت بیمار هستیم. ارتباط ما با دنیا و واقعیت قطع شده بود. زندگی برای ما معنای خود را از دست داده بود و بیشتر و بیشتر از واقعیت دور میشدیم. 

برنامه NA به طور ویژه برای افرادی مثل ما طراحی شده است. این برنامه به ما کمک میکند با روش درستی که باید بر اساس آن زندگی میکردیم، دوباره ارتباط برقرار کنیم و ما را از انزوا نجات میدهد. دیگر درباره وضعیت‌مان به خود دروغ نمیگوییم؛ عجز خود و غیر قابل اداره بودن زندگیمان را میپذیریم. ایمان داریم که زندگی ما میتواند بهتر شود، بهبودی ممکن است و خوشبختی دائماً دور از دسترس ما نیست. صداقت پیدا میکنیم؛ دیگر خود را پنهان نمیکنیم، «حاضر میشویم و حقیقت را میگوییم»، مهم نیست این حقیقت چه باشد. با این کار، زندگی فردی خود را با زندگی دنیای اطرافمان پیوند میدهیم.     

ما معتادان نباید در انزوا زندگی کنیم. اگر قدمهای دوازدهگانه را انجام دهیم، این قدمها میتوانند ارتباط ما با زندگی و زندگی کردن را برقرار سازند.

 

فقط برای امروز:  جزیی از زندگی اطراف خود هستم. برنامه خود را  انجام میدهم تا ارتباطم را با دنیا تقویت کنم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم بهمن 1393ساعت 15:31  توسط رضا  | 

میتوان آنها را مورد تحلیل، مشورت یا استدلال قرار داد، برای آنها دعا کرد، آنها را تهدید، ضرب و شتم یا زندانی کرد، اما تا وقتی که خودشان نخواهند، مصرف را قطع نمیکنند.»

 

 

شاید یکی از مشکلترین حقایقی که باید با آن روبرو شویم این است که ما به همان اندازه که در برابر اعتیاد خود عاجز هستیم، در برابر اعتیاد دیگران نیز عاجز هستیم. شاید فکر کنیم چون در زندگی شخصی خود بیداری روحانی را تجربه کردهایم، باید قادر باشیم معتاد دیگری را مجبور کنیم بهبودی پیدا کند. اما توانایی ما برای کمک به معتادی دیگر محدودیتهایی دارد. نمیتوانیم آنها را مجبور به قطع مصرف کنیم. نمیتوانیم نتایج قدمها را به آنها بدهیم یا به جای آنها رشد کنیم. نمیتوانیم تنهایی و درد آنها را برطرف کنیم. به دلیل عدم قطعیت هراسآور بهبودی چیزی وجود ندارد که بتوانیم برای تسلیم کردن معتادی هراسان در برابر مصیبت آشنای اعتیاد به او بگوییم. نمیتوانیم وارد جلد افراد شویم، اهداف آنها را تغییر دهیم یا به جای آنها برای انتخاب بهترین راه تصمیمگیری کنیم. اما اگر سعی کنیم این نیرو را در مقابل اعتیاد دیگران به کار نگیریم، شاید بتوانیم به آنها کمک کنیم. اگر به آنها فرصت رویارویی با واقعیت - گرچه شاید دردناک باشد – را بدهیم، ممکن است رشد کنند. تا زمانی که به جای آنها سعی و تلاش نکنیم، ممکن است آنها به تعبیر خود به افرادی مفیدتر هم تبدیل شوند. به شرط اینکه ما فقط اختیار زندگی خود را داشته باشیم، آنها نیز میتوانند اختیار زندگی خود را داشته باشند. اگر بتوانیم همه این مسائل را بپذیریم، میتوانیم نقشی که باید داشته باشیم را ایفا کنیم—حاملان پیام، نه معتاد.

 

 فقط برای امروز: میپذیرم که نه تنها در برابر اعتیاد خود بلکه در برابر اعتیاد دیگران نیز عاجز هستم. پیام را حمل می کنم، نه معتاد را.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم بهمن 1393ساعت 15:27  توسط رضا  | 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم آذر 1393ساعت 12:28  توسط رضا  | 


  «تا زمانی که ایمان را حفظ میکنیم و آن را احیا میکنیم، به قدرت نامحدودی که از طریق دعای روزانه و تسلیم حاصل شده، چنگ میزنیم.»

  کتاب پایه

  بهبودی دو بخش دارد: پاک شدن و پاک ماندن. پاک شدن نسبتاً آسان است، چراکه فقط مجبوریم یک بار آن را انجام دهیم. پاک ماندن دشوارتر است و مستلزم توجه روزانه به زندگی است. با این وجود، هر دوی آنها قدرت خود را از ایمان دریافت میکنند.    

  بر اساس ایمان پاک شدیم. اقرار کردیم که اعتیاد از ما بسیار قدرتمندتر است و به تنهایی از تلاش برای جنگیدن با آن دست کشیدیم. این نبرد را به نیرویی برتر از خود واگذار کردیم و این نیرو ما را پاک گردانید. 

  به همین ترتیب، هر روز پاک میمانیم: بر اساس ایمان. فقط برای امروز، تسلیم میشویم. رویارویی با زندگی با تکیه بر توان خود برای ما کار بسیار دشواری است. به این خاطر، نیرویی برتر از خود را میجوییم. از طریق دعا از نیروی برتر خود راهنمایی و قدرت لازم برای پیروی از آن را درخواست میکنیم. هر روز از طریق به کار بستن و تجدید ایمان خود، از منابع مورد نیاز بهره میگیریم تا زندگی پاک و پرباری را داشته باشیم.  

  هرگاه که به قدرت نیاز داریم، قدرت نامحدودی در دسترس ما قرار دارد. برای اختیار کردن آن، تنها باید ایمان خود به نیروی برتر را حفظ کنیم، نیرویی که ما را پاک کرد و پاک نگاه میدارد. 

  فقط برای امروز: ایمان موجب پاکی من شد و ایمان من را پاک نگاه میدارد. امروز، ایمان خود به نیروی برتر را حفظ میکنم. تسلیم خود را تجدید میکنم و برای آگاهی و قدرت دعا میکنم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مهر 1393ساعت 10:13  توسط رضا  | 


  «دعا تمرین میطلبد و ما باید به خود یادآور شویم که افراد ماهر با مهارتهای خود متولد نشدهاند.»

  کتاب پایه

  بسیاری از ما بدون داشتن هیچ تجربهای در دعا کردن بهبودی را شروع کردیم و از ندانستن "کلمات درست" نگران بودیم. برخی از ما کلماتی را که در دوران کودکی یاد گرفته بودیم، به یاد آوردیم، اما دیگر از اعتقاد خود به این کلمات مطمئن نبودیم. صرف نظر از تجربه خود در این زمینه در دوران بهبودی سعی در یافتن کلماتی کردیم که واقعاً حرف دل ما را میزنند. 

  اغلب اوقات اولین دعایی که قصد انجام آن را داریم، درخواست سادهای از نیروی برتر مبنی بر کمک به ما در پاک ماندن روزانه است. ممکن است درخواست راهنمایی و شهامت کنیم یا صرفاً برای آگاهی از اراده خداوند برای خود و قدرت اجرای آن دعا کنیم. اگر در دعاهای خود دچار سردرگمی شویم، میتوانیم از سایر اعضاء بخواهیم درباره اینکه چگونه دعا کردن را یاد گرفتهاند با ما صحبت کنند. مهم نیست که در هنگام نیاز یا در هنگام شادمانی دعا کنیم، مسئله مهم پشتکار و تلاش در این امر است.   

  دعاهای ما از طریق تجربه قدمهای دوازدهگانه و درک شخصی ما از نیرویی برتر شکل میگیرد. وقتی رابطه ما با این نیروی برتر رشد میکند، در هنگام دعا احساس راحتی بیشتری میکنیم. در مواقعی دعا به منبعی از قدرت و آرامش تبدیل میشود. این منبع را در اکثر اوقات و با اشتیاق جستجو میکنی

  فقط برای امروز: میدانم که دعا میتواند ساده باشد. از جایی که هستم شروع و تمرین میکنم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام شهریور 1393ساعت 10:27  توسط رضا  | 


عجز يعني : اشك گرم و آه سرد .

 

عجز يعني : چشم سرخ و رنگ زرد .

 

عجز يعني : با مخدر ساختن . 

 

عجز يعني : تيغ بر خود آختن .

 

عجز يعني : خواري و بيهودگي .

 

عجز يعني : ذلت و درموندگي .

 

عجز يعني : غوص در بحر غرور .

 

عجز يعني : كوره راهي بي عبور .

 

عجز يعني : خستگي ، آوارگي .

 

عجز يعني : مردن يكبارگي .

 

عجز يعني : خود ندانستم كيستم .

 

عجز يعني : اين منم يا نيستم .

 

عجز يعني : بي خدايي هاي من .

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام شهریور 1393ساعت 10:14  توسط رضا  | 

 


من تو را چون پمفلت ها

مثل کارکرد قدم ها

همچو جشن پاکی بالا

بوی عطر و رنگ گل ها

همچو پاکی نود روز 

از سر عشق از سر سوز

هم بدن هم فکر سالم

چیپ گرفتن های دایم

رنگ چای دم کشیده

طعم عجزی ک چشیده

همچو جایی کس ندیده

از صداقت ها شنیده

دوست دارم دوست دارم

من تو را همچون تمایل

چون تحمل چون تعادل

همچو عطر یک شهامت

باور و عشق وصداقت

بی نهایت مثل خدمت

وقت جبران خسارت

همچو برگشت سلامت

با گروه با استقامت

همچو تسلیم وتعهد

شکل تغییر و تولد

صبح بیداری عادل

همچو آزادی کامل

دوست دارم دوست دارم

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام شهریور 1393ساعت 10:5  توسط رضا  | 

 


 

 

: لغزش چیست؟ در صورت بروز لغزش چه باید کرد؟ به یک لغزشی چطور کمک کنیم

 

 اکثر افراد گمان می کنند لغزش یعنی مصرف دوباره مواد مخدر پس از یک دوره نسبتاً طولانی پرهیز. در صورتی که لغزش فرآیندی است که خیلی قبل از مصرف مجدد شروع و با مصرف مواد مخدر تکمیل می گردد. یعنی یک معتاد گاهاً خیلی قبل از مصرف مجدد می تواند دچار لغزش شود. و مصرف مواد مخدر این فرآیند را کامل می کند.

 در بسیاری از اوقات لغزش با یک اتفاق بسیار ساده و یا با ظاهر پیش پا افتاده شروع می شود. « یک تماس کوتاه با مصرف کنندگان مواد، یک دروغ کوچک و به ظاهر بی اهمیت، یک روز جلسه نرفتن» می تواند عاملی شود تا فرآیند دردناک لغزش آغاز و به مصرف مجدد مواد ختم شود

 در صورت بروز لغزش چه باید کرد

 

 مهم ترین موضوع در مواجهه با لغزش درک این نکته است که لغزش قسمتی از فرآیند بهبودی است به عبارت بهتر فرد معتاد در مسیر نزدن مواد است که مواد می زند.

 این مطلب کمک می کند احساس گناه و خجالت یکی از عوامل مهم تکرار مصرف می باشد کمتر شود بعد از پذیرش لغزش به عنوان قسمتی از فرآیند بهبودی لازم است از مهمانهای عزیز اجازه دیدن این قسمت را ندارند. عضویت یا ورودانکار بیرون آمده و با صداقت تسلیم واقعیت موجود شویم. اقرار به راهنما حضور دوباره در جلسات بهبودی صفر کردن پاکی تفاضا برای دریافت حمایت از اعضا اقامت چند روزه در مکان های عاری از مواد مانند کانون ها یا خانه های بهبودی می تواند کمک کند تا از تکرار مصرف جلوگیری شود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم شهریور 1393ساعت 9:57  توسط رضا  | 

 اعتياد موجب شد كه تقريبأ فقط درباره خود فكر كنيم حتي اكر هم دعا مي كرديم دعاهاي ما خود محورانه بود جرا ؟ زيرا نمي خواستيم مشكلاتي را كه براي خود به وجود اورده بوديم تحمل كنيم احساس نا امني مي كرديم تصور مي كرديم زندكي درباره به دست اوردن است و همواره بيشتر مي خواستيم.

مفهوم دعای آرامش از نطر شما چیست؟(توضیح دهید) 

دعای آرامش:{ خداوندا ، آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمیتوانم تغییر بدهم .

 

و شهامتی، که تغییر دهم آنچه را که میتوانم. 

 

و دانشی را که تفاوت این دو را بدانم. } 

 

به نظر میرسد کسی در درک دو بخش اول دعای آرامش مشکل نداشته باشد . اما منظور از {دانشی عطا فرما که تفاوت این دو را بدانم } کمی پیچیده است! در طول دوران بهبودی و پاکی ممکن است هر کس برداشت متفاوتی از دعای آرامش داشته باشد! اما به طور کلی ما از خدا میخواهیم که در تعیین مرز بین کارهای که مربوط به ما و خودش است به ما کمک کند!(از طریق گروه ، راهنما و کارکرد قدم یازده) 

 

به طور کلی هدف از خواندن دعای آرامش رسیدن به دو چیز است: 

 

اول اینکه: وقتی من در افکار معتاد گونه ام غرقم و دارم با بیماریم به پیش میروم ( وسوسه دارم ) خواندن دعای آرامش این شانس را به من میدهد که دوباره افکارم را در جهت مثبت سازماندهی کنم . 

 

دوم اینکه: خواندن دعای آرامش مرا از تاج و تخت خدایی پایین می آورد و تقریبا در جای خودم (جایگاه انسانی) قرارم میدهد! 

 

دعای آرامش برای ما مثل یک نقشه و پازل است! با کنار هم گذاشتن سه بخش دعای آرامش ما یک شکل واحد به دست می آوریم که میتوان آن را بهبودی نامید! 

 

معنی والاتر دعای آرامش به ما میگوید که هر یک از ما انسانها مسئول کردار و رفتار خودمان هستیم و اگر هر کس سهم خود و وظیفه انسانیش را درست انجام بدهد در نهایت مثل تکه های پازل یک شکل با معنی را درست میکنیم همچنین به ما گوشزد میکند در زندگی و افکار دیگران دخالت بی جا نکنیم . 

 

دعای آرامش به من نشان میدهد که من یک انسان ناچیزم در میان میلیاردها انسان و موجودات دیگر ...محدوده کاریم را هم نشان میدهد. منظور از دانشی عطا فرما استفاده از تجربیات گروه و راهنما و مراقبه شخصی میتواند باشد. در حال حاضر خواندن و بکارگیری دعای آرامش موجب شده از مسئولیت کاذبی که در اثر خودمحوری هایم احساس میکردم رها شوم و انرژی ام را صرف کارهایی بکنم که به من مربوط است!

 

همانطور که قبلا اشاره کردم در هر دوره ای از بهبودی دعای آرامش میتواند معنی خاصی را القا کند . به نظر من دعای آرامش میخواهد بگوید که اگر هر یک از ما،به بهبودی و ارتقاء روحانی خودمان توجه کنیم نه تنها پاک خواهیم ماند بلکه این امکان وجود دارد که بتوانیم به پاک ماندن دیگران هم کمک کنیم اما به هیچ وجه حق نداریم پاکی و پایبندی اشخاص به اصول روحانی را کنترل کنیم! (سنت یازدهم )

 

دلیل اینکه ما از خدا میخواهیم این توانایی ها را به ما بدهد این است که ما بزرگترین دشمن خودمان هستیم و فقط خداوند میتواند بدون قضاوت ما را هدایت کند! ما حتی در مورد خودمان هم قضاوت ناجوانمردانه می کنیم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم مرداد 1393ساعت 23:34  توسط رضا  | 

مطالب قدیمی‌تر